دل نوشته...
-
تاریخ: 1393/9/19 ساعت: 11:38
آدم گاهی میخواهد حرف بزند اما نمیداند با چه کسیپس لال می شود ، خفه می شودوقتی که هرکه هست نمیفهمدت و هرکه “میفهمدت” نیست !.به سلامتی زانوهام کهوقتی عشقم رفت بغلشون نکردم کهیه گوشه بشینم روشونوایسادم تا بگم بدون عشق هم میشه زندگی کرد !.اگر نمیتوانی معنای سکوت کسی را درک کنی ... هرگز معنای کلمات او را...
داستان عاشقانه جذاب و غم انگیز سام و ماریا.
-
تاریخ: 1393/9/19 ساعت: 11:38
این داستان رو حتما بخونید...!!! هــر کی میخواست یه زندگی عاشقانه و زیبا رو مثال بزنه بدون اختیار زندگی سام و ماریا رو به یاد می آورد … یه زندگی پر از مهر و محبت …. تو دانشــگاه بصورت اتفاقی با هم آشنا شدن ، سلیقه های مشترکی داشتن ، هر دو زیبا و باهــوش و عاشق صــداقت و پاکی و یکرنگی بودن … خیلی زود ...
همه چیز را یاد گرفته ام !
-
تاریخ: 1393/9/19 ساعت: 11:38
همه چیز را یاد گرفته ام !.یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم.یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم.تو نگرانم نشو !!.همه چیز را یاد گرفته ام !.یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !.یاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تو !.یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با ...
منم*
-
تاریخ: 1393/9/19 ساعت: 11:38
گفتم:میری؟ گفت:آره گفتم:منم بیام؟ گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر گفتم:برمی گردی؟ فقط خندید اشک توی چشمام حلقه زد سرمو پایین انداختم دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد گفت:میری؟ گفتم:آره گفت:منم بیام؟ گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر گفت:برمی گردی؟ گفتم:جایی که میرم راه برگشت ندار...
داســــــــتان عشـــق عـــلی و مـــریـــــم!!!
-
تاریخ: 1393/9/19 ساعت: 11:38
شب عروسیه، آخره شبه،خیلی سر و صدا هستمیگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنههر چی منتظر شدن برنگشته،در را هم قفل کردهداماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه میشه مامان بابای دختره پشت در داد میزنند:مریم،دخترم،در را باز کنمریم جان سالمی؟آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شدهدر ...
داستان دوستی و محبت!!!
-
تاریخ: 1393/9/19 ساعت: 11:38
دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور می کردندبین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختندیکی از آنها از سر خشم بر چهره دیگری سیلی زد!دوستی که سیلی خورده بود سخت آزرده شدولی بدون آن که چیزی بگوید روی شن های بیابان نوشت :امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد . . .آن دو کنار یکد...
عشق مومیایی...
-
تاریخ: 1393/9/19 ساعت: 11:38
حکـــــــــــــــــــــایت
-
تاریخ: 1393/9/19 ساعت: 11:38
حکـــــــــــــــــــــایت من… حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت… دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت… حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد… زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد… گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت… حکا...
*'گذشته*
-
تاریخ: 1393/9/19 ساعت: 11:38
آن زمـآن کهـ عـآشق هـم بودیم،وقـتی سر چیز هـآی کوچیک قـَهرمیکـَردیمهــَردو می خـَندیدیمو میگـُفتــیم چهـ بـَچگـآنه بود قـَهرمـآن..یــآدم است،تـو همیشه بــآ دلهــُرهمیگـُـفتی:تـَرسـَم از روزیـ استکهـ عشـق مـَن رآ هـَم بهـ حــسـآب بچگـی بگـُذاریــحـآل از آن روز هـآ ســآل هـآ میگـُذردو مـَن چیزی رآ که ...
*خنده قبل عشق*
-
تاریخ: 13//
کبریت های سوخته هم روزی درخت های شادابی بوده اند!!! مثل ما که روزگاری می خندیدیم قبل از اینکه عشق روشنمان کند........
*حواست*
-
تاریخ: 13//
ﺣــــﻮﺍﺳﺖ ﺑـﮧ ﺩﻟﺘــ ﺑﺎﺷﺪ . . .ﺁﻥ ﺭﺍ ﻫـ ــﺮﺟﺎﯾـﮯ ﻧﮕــﺬﺍﺭ! ﺍﯾــﻦ ﺭﻭﺯﻫــﺎ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻣﯿــﺪﺯﺩﻧﺪ . . . ﺑــﻌﺪ ڪﮧ ﺑﮧ ﺩﺭﺩﺷـــﺎﻥ ﻧـﺨــﻮﺭﺩ ﺟـﺎﯼ ﺻـــﻨﺪﻭﻕ ﭘـﺴﺘـــ ﺁﻧــ ــﺮﺍ ﺩﺭ ﺳﻄﻞ ﺁﺷـــﻐﺎﻝ ﻣﮯ ﺍَﻧﺪﺍﺯﻧﺪ ! ﻭ ﺗــﻮ ﺧﻮﺑــ ﻣـﯿﺪﺍﻧﮯ ﺩﻟﮯ ﮐﻪ ﺍَﻟﻤﺜﻨﮯ ﺷﺪ! ﺩﯾــﮕﺮ ﺩِﻟــــ ﻧﻤـﯿﺸﻮﺩ....
*زندگی*
-
تاریخ: 13//
همیشه بهم میگفت:زندگیمی . . .وقتی رفت بهش گفتم: مگه من زندگیت نبودم؟جواب داد: آدم برای رسیدن به عشقش باید از زندگیش بگذره
*تنها*
-
تاریخ: 13//
بــــــــــــــــــه ســـــــــلامتـــــــــــــی کـــــسی که همیشه با همــــــــــه میگـــرده......... ولـــــی آخــــــــــــرش بـــــــــا زخــــــــــم تنـــــــــها می مــــونه.........
*دشوار*
-
تاریخ: 13//
خدایااااااااااااا چه دشوار است فراموش کردن کسی که هر لحظه به یاد اون نفس میکشی
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 13//
عزیــزم چه زیبـا اجـــرا میکنـی ... خط به خط تمام گفتــــه هایم را... خواســـته هایم را... امــــــــــا... امـــــا ... برای دیگری . . سلامتی اون کسی که داشت میرفت گفتم نـرو نمیتونی فراموشم کنی برگشــت نـگــام کرد گفتم دیدی نمیتونی … گفـت:ببخشید شمـــا ؟ . . وقتـــی دو نفـــر از هـــم جـــدا میشـــ...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 13//
میـدونی بن بسـتــــــ|زنـدگی کـجـاست ؟؟؟ جــایــی کـه ... نـه حـــق خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 13//
میگن پُشت سر مسافر آب بریزی برمیگرده اشــک که از آب زلال تره پس چرا مسافر من برنمی گرده
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 13//
دراز میکشمخیره میشوم به سقفاشکهایم میچکندسر میخورند و میروند به جایی که تو همیشه میبوسیدی …..بالاخره خنده های یک نفر باید چیزی را آب کند …یا خنده های تو قند رایا خنده های من غم را !..بدترین حسه دنیا اینه که بدونی کسی که دوسش داری همون اندازه یکی دیگه رو دوس داره !..شاید باورتون نشه ولی منم یه روزی م...
[عنوان ندارد]
-
تاریخ: 13//
چه تند تند میدوی برای فراموش کردنم...! بی انصاف! مگر نمی بینی پاهای خیالم در فراموش کردنت چقدر ناتواتند..؟!......خیالت راحت! شکسته ها نفرین هم بکنند ، گیرا نیست نفرین ، ته دل میخواهد دل شکسته هم که دیگر سر و ته ندارد!!!......اینجا را می گویم...همین جا که تو ایستاده ای ...همیـن جایی که گام هایت را بل...
خدایا...!
-
تاریخ: 13//
خدایا پنجره های احساسم را باز گذاشته ام تا نسیم ملکوتیت را بر مشامم استشمام کنم کاش لایق مهمانیت در زیر بارش رحمت آسمانت باشم